تبليغاتX
دلقک بی نقاب
 

 

پیراهن عثمان و  قرآن های جنگ صفین و کارناوال عاشورا و عکس آیت الله و ....

...........

تکرار این بازی و حماقت این مردم تا کجا ادامه داره؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 0:15 قبل از ظهر  توسط ...  | 

 

لوئی از پشت پنجره خیابون مشرف به قصرش رو دید که مملو از آدمهای خشمگینه. رو کرد به وزیر اعظم و گفت این مردم واسه چی شلوغ کردن. چی می خوان؟

 وزیر اعظم با دستپاچگی تصنعی رو کرد به پادشاه  و گفت: قربانتان بگردم این مردم گرسنه اند گندمی ندارند که نان کنند و بخورند.

 لوئی با ژستی متفکرانه گفت خب کلوچه بخورند!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به نظر شما ما چندتا لوئی تو کشورمون داریم؟

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط ...  | 

 

چقدر دردناکه وقتی می بینی که خدا گاهی وقتا بعضی سرنوشتها روکپی و  پیست می کنه

خیلی دردناکه خیلی

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 11:9 بعد از ظهر  توسط ...  | 

 

the relinguish

درست که دوری و دست نایافتنی

درست که مرا و سودای تو جمع اضداد است

درست که میان باورهای من و دنیای تو آسمانی فاصله هست

اصلا مگر من شاعر لحظه های خرابی توام

که این گونه مرا شوریده می خواهی

ببین من نه تو را می خواهم و نه سودایت را

این بار نمی خواهم بین گریه هایم

راهی برای عبور تو باز شود

تا کی می خواهی رهگذر این لحظه های بارانی باشی؟!

بیا این بار هم بگذر

اما تو را سوگند به آن عهد آغازینت این قصه کهنه را دو بار نو مکن

بیا این بار هم بگذر

بیا بگذر

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 1:42 قبل از ظهر  توسط ...  | 

 

 

پیداست هنوز شقایق نشدی

زندانی زندان دقایق نشدی

وقتی که مرا از دل خود می رانی

یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی

زرد است که لبریز حقایق شده است

تلخ است که با درد موافق شده است

عاشق نشدی وگر نه می فهمیدی

پاییز بهاریست که عاشق شده است

 

 

.............................................

رسیدن پاییز هزار رنگ یکرنگ مبارک

پرویز مشکاتیان عزیز هم رفت

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 1:40 قبل از ظهر  توسط ...  | 

 هر  ستاره گریه خواهد کرد

ابر غمگین گریه خواهد کرد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 11:12 بعد از ظهر  توسط ...  | 

 

 

 

من ، خالی از عاطفه و خشم
خالی از خویشی و غربت
گیج و مبهوت بین بودن و نبودن
عشق ، آخرین همسفر من
مثل تو منو رها کرد
حالا دستام مونده و تنهایی محض
ای دریغ از من ، که بیخود مثل تو
گم شدم ، گم شدم تو ظلمت تن
ای دریغ از تو ، که مثل عکس عشق
هنوزم داد می زنی تو آیینه ی من
وای ، گریه مون هیچ ، خنده مون هیچ
باخته و برنده مون هیچ

 ...........

................................................................................................

خیلی حرف دارم ولی حرفم نمیاد!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 9:18 بعد از ظهر  توسط ...  | 

 

 

  يك روز در حال بازگشت از دانشگاه، با يكي از اساتيد كه سن زيادي هم نداشت به طور اتفاقي هم مسير شدم. حرفامون گل انداخت و بحث به نخبه كشي و چرايي اون كشيده شد. استاد ما حرف قشنگي زد. گفت استادي داشتيم كه يه روز سر كلاس سر يه بحثي گفت مي دونيد فرق ما با ژاپنيها در چيه؟

بچه ها كه همه سراپا گوش بودند گفتند چيه ؟

گفت ژاپنيها از هر 10 نفر 9 نفر احمقند و يك نفر عاقل. و ايرانيها از هر 10 نفر 9 نفر عاقل و يك نفر احمق.

بچه ها شروع به همهمه كردند كه حالا چي؟ منظور؟!!!

استاد گفت: بدبختي اينجاست كه تو ژاپن اون يه نفر عاقل مي شه رئيس اون 9 نفر احمق و تو ايران، اون احمق مي شه رئيس اين 9تا عاقل

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 1:54 قبل از ظهر  توسط ...  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط ...  | 

 

آنان که به کشتار کبوتر و آدمی آمده‌اند
خواهند گریخت
آنان که به غارت امید و آینه آمده‌اند
خواهند گریخت
و آنان که آرامش ملت مرا نحواهند
به خواب ابد می میرند.
تنها اولاد عشق
تنها سخاوت و سلوک اهورا
تنها طلوع بوسه و آشتی،
ای آزادی
و اهورا مزدا، با من چنین گفته است
برخیز و به خاطر ملت خویش بنویس
تا ستیغ دماوند را ستاره باران کنم
تا میهنت را مأمن ماه و نور و عشق،
عشق… ای عزیزترین رهایی!
مردمان برخواهند خاست
در آرامش تمام با آینه سخن خواهند گفت
و صلح بر شما باریدن خواهد گرفت
و تو با ترانه‌های بی پایان خویش
به خوابی خوش درخواهی نشست
از دروغ و دروغ زن بیزارم
از سایه نشین تنبل و از ستمگر آگاه بیزارم،
باید نغمه های راستی را
شعور و تکلم را
عشق را به آواز بلند بخوانیم
ایران آفتابی ما را
سربلند کن ای اهورا مزدا!
مردمان روشن ما را به سرمنزل صلح و سعادت
بازرسان ای اهورا مزدا!

سید علی صالحی

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 9:27 بعد از ظهر  توسط ...  |